خرید بک لینک

درباره سایت

My eyes

دلم برای یک نفر تنگ است… اما زبانم را قفل است ترس دارم که در این صفحه سیاه به جرم عشق به شنیدن هیاهوی کلاغ های شهر محکوم شوم

بدترین اتفاقی که می تونه برای یه آدم بیوفته اینه که نتونه حرف بزنه ومن چندماهی بود که نمی تونستم حرف بزنم. وبلاگی درست کردم تا درون اون حرف های دلم رو بزنم و زبون باز کنم اما نشد. نتونستم و مرتب از این طرف و اون طرف پست دزدیدم. حالا بعد مدت ها  و گذاشتن هشت نگاه قدرت اینکه صحبت بکنم رو به دست آوردم و اینم از اولیش :

 

از هیاهوی کلاغ ها خسته ام

از چشم های جستجوگر گربه های شهر خسته ام

اما چه کنم؟

من این سکوت تلخ را

از سر ناچاری قلبم سروده ام

سکوت کرده ام چون که کلاغ ها و گربه ها

به همان اندازه که آزار می دهند 

قلب هایی دارند از جنس شیشه

می شکنند اگر به قول سهراب

چشم هایشان را بشویند

و من می شکنم

از نشسته ماندن چشم ها

برچسب: نویسنده: m.kh تاريخ: شنبه 13 مهر 1392 ساعت: 6:40 PM

صفحه بندی